close
تبلیغات در اینترنت
انشا پایه نهم- انشا یاب

انشا پایه نهم- انشا یاب

مشاهده مسابقه فوتبال از روزنه تور دروازه
تعداد بازديد : 14

مشاهده مسابقه فوتبال از روزنه تور دروازه

انشا در مورد مشاهده مسابقه فوتبال از روزنه تور دروازه

من هم مثل خیلی از مردم در بانک حساب داشتم و در قرعه کشی بانک شرکت کرده بودم ، خیلی از مردم ماشین و جوایز نفیس برنده شده بودند ولی جایزه من تماشای فوتبال جام جهانی بود. اولش خیلی خوشحال نشدم ، با خودم گفتم عجب شانس مزخرفی دارم که یک ماشین به اسمم درنیومد ولی بعد تصمیم گرفتم برم بازی را ببینم .

به واسطه مسئولان بانک توانستم بازی را از پشت دروازه و از روزنه تور دروازه ببینم. هنوز بازی شروع نشده بود ولی من هیجانی باورنکردنی داشتم که از زندیک ترین فاصله بازی ایران را در کشور برزیل میدیدم. وقتی از روزنه تور دروازه بازی را نگاه میکنی باید خیلی به تور نزدیک شوی تا بتونی بازی را به صورت معمولی ببینی و اگر کمی فاصله بگیری همه بازکنان و تماشاچیان جایگاه مقابل را به صورت شطرنجی میبینی .

محو بازی شدم بودم که ناگهان یک توپ اومد و به صورتم برخورد کرد. هم ناراحت شدم هم خوشحال. ناراحت از اینکه توپ به صورتم برخورد کرده بود و خوشحال از اینکه چون من پشت دروازه حریف بودم و ضربه بازیکن ایرانی گل شده بود و به صورت من برخورد کرده بود. خلاصه کلی خوشحال شدم و سر از پا نمیشناختم . چون کشورم در یک رقابت سخت ، به پیروزی رسیده بود. امیدوارم شما هم بتونید یک بازی از پشت دروازه ها ببینید.

انشا با موضوع تلفن همراه
تعداد بازديد : 19

انشا با موضوع تلفن همراه

انشا شماره یک

امروزه یکی از مهمترین وسایل ارتباطی تلفن همراه است و بسیاری از بخش های زندگی ما به ان گره خورده است از پرداخت فیش های آب و برق گرفته تا تماشای تلوزیون و انجام کار های بانکی از طریق تلفن همراه میسر استشماره صد ها و هزاران نفر از دوستان و همکاران را میتوان در آن ذخیره و نگه داری کرد میتواند مانند یک منشی یادداشت ها را برای ما به خاطر بسپارد و در صورت لزوم به ما یاد آوری کند

تقویم قرآن و انواع کتاب ها را میتوان در آن نگه داری کرد و به راحتی میتوان از آن در هر جایی بهره برد و چون اندازه ی آن کوچک است ما را از نگه داری قفسه های بزرگ و کتاب های قطور بی نیاز میکند

با تلفن همراه در هر لحظه میتوانیم به دوستان و آشنایان خود دسترسی داشته باشیم و از اخرین اخبار جهان مطلع شویم اما این وسیله با ویژگی منحصر به فرد مضراتی هم دارد:

این دستکاه ممکن است ما را از جمع دوستان و اشنایان دور و منزوی کند و در حالی که در کنار آن ها هستیم از آن ها غافل باشیم

و ضعیفی چشم و امواج سرطان زا و …..

تلفن همراه زندگی امروزه را از خیلی از جهات راحت تر کرده است اما باید توجه داشته باشیم که بیش از حد از آن استفاده نکنیم و همیشه اعتدال را رعایت کنیم

.

.

.

انشا شماره دو

از عوامل تشکیل دهنده ی محیط امروزی رسانه‌ها هستند مثل رادیو، ضبط صوت، تلویزیون، ویدئو، سیدی، ماهواره، اینترنت، تلفن‌های ثابت وتلفن‌های همراه سهم بسزایی دراطلاع رسانی دارند که از این میان رایانه و تلفن همراه با سرعت و شعاع بیشتری به خصوص در میان نسل امروزی رشد کرده‌اند و تحولی عظیم درموقعیت‌های مختلف، آموزش، تفریح، اوقات فراغت و ارتباطات ایجادکرده است.

تلفن همراه از پدیده‌های بارز جهان معاصر بوده است و سهم آن درتحول فرهنگی، اجتماعی جامعه بشری درصد سال گذشته به حدی بوده است که دوران کنونی راعصر ارتباطات نامیده‌اند.

درمیان رسانه ها در کشورها تلفن همراه به دلیل طبیعت ویژه که همانا پوشش فراگیر و سهولت دسترسی واستفاده از آن است اهمیتی ویژه دارد عدم توجه به استفاده بهینه و صحیح از تلفن همراه موجب بروز مشکلات و آسیب‌ های جدی اجتماعی و فرهنگی میان این گروه سنی کودکان و نوجوانان شده که قطعا می‌تواند تبعات منفی را در آینده برای جامعه به همراه داشته در سالهای اخیر تلفن همراه به عنوان یکی از پدیده‌های ارتباطی دنیای امروز در بین تمام اقشار جامعه گسترش پیدا کرده و حتی بسیاری  از دانش آموزان در دوره ابتدایی نیز دسترسی دارند.

بگفته بسیاری از اساتید ارتباطات نمی‌توان استفاده از تلفن همراه را در بین کودکان و نوجوانان ممنوع کرد ولی می‌توان راه حلهایی برای استفاده درست ازآن ارائه داد که نیاز به عزم ملی از سوی مسئولان فر هنگی دارد.

دهه ی اخیر شاهد گسترش و توسعه ی سلطه ی تلفن همراه در دنیای مخاطبان و تبدیل شدن به رسانه ای جهانی بوده است. تقریبا درهمه جای دنیا تلفن همراه را منبع اصلی دسترسی عموم به اطلاعات میدانند تلفن همراه به شکل رسانه ای توده ای وهم رسانه ای برای اقلیت‌ها ی درحال رشد است وسازمان‌های فعال درعرصه هایی غیر ازرسانه ای که وظیفه ی ارتقای آگاهی عموم را در زمینه ی محیط زیست و توسعه بر عهده دارد فرصت‌های جدیدی یافته اندتا با کمک تلفن همراه پیام‌های ویژه ی خود رابرای گروه‌های مختلف و مخاطبان پخش کنند.

انشا در مورد گذر از رودخانه پایه نهم
تعداد بازديد : 11

انشا در مورد گذر از رودخانه پایه نهم

خورشید تازه سلام کرده است می شنوی؟

 

صدای گوش نوازی شنیده می شود جلوتر که می رویم صدا بلندتر و واضع تر می شود این نغمه آب است،سرود طراوت،پاکی،لطافت،آرامش و…

 

آب چشمه از دل کوه می جوشد و به سختی سنگ های ریز و درشت را کنار می زند و روشنی را که میبیند روی زمین سینه پهن می کند گویا سفری درشت است.

 

قطرات آب که به هم پیوسته و دست به دست هم داده اند از میان کوها و دل تپه ها می آید و خبر سلامتی آن ها را به جنگل و درختان حاشیه ی رود می رساند.

 

گاهی نسیمی می وزد و دست نوازشگرش خنکی دلچسبی را روزانه ی گونه هایمان می کند.برای ما که در شهر زندگی می کنیم،رودخانه ی یاد آور شادی،تفریح،هوای پاک و… است راستی این همه اب کجا می روند؟

 

مردم روستاها و آبادی ها و شهرهای کنار رود برای آبیاری مزارع درختان میوه از رود آب بر می دارند کمی پایین تر سدی بزرگ ساخته اند واز حرکت و گردش آب،برق و روشنایی می گیرند تا چرخ صنایع بگردد.

 

آب ها بعد از سفری طولانی و عبور از کوها و جنگل ها و دشت های فراخ،دست خود را به هم می دهند و رودخانه های زیبا دریای مواج را در آغوش می کشد،چونان فرزندی که مادر خود را در آغوش می کشد.

 

آبی که در رودخانه جاریست هنگام پیمودن مسیر طولانی در اطراف خود به حیوانات،گیاهان و انسان ها حیات و زندگی شادی می بخشد و سرانجام در ساحل دریا به خوابی آرام فرو می رود و دیگر شب است و هنگام خواب…

 

انشا با موضوع ادم فضایی انشا جدید
تعداد بازديد : 9

انشا با موضوع ادم فضایی انشا جدید

چند تا آدم فضایی حوصله شان سر رفته بود. دوست داشتند بیایند و با آدم های زمینی دوست بشوند. آدم فضایی ها اخلاق آدم ها را نمی شناختند. آنها به زمین نزدیک شدند و وسط میدان شهر فرود آمدند.

 

آدمها از دیدن سفینه ی فضایی و آدمهای عجیب و غریبش خیلی ترسیدند. همه جیغ می زدند و فرار می کردند. ماشینها با سرعت ویراژ می دادند و سعی می کردند از هم جلو بزنند تا زود تر فرار کنند. آدم فضایی ها هر چه سعی کردند با آنها حرف بزنند، نشد.

 

آدم فضایی ها فکر کردن شاید اینها همهشان دیوانه اند. گفتند بهتر است برویم یک جای دیگر از زمین، شاید مردم آنجا حالشان خوب باشد. آنها دوباره سوار سفینه شان شدند و راه افتادند این بار اتفاقا وسط یک ارتش که همگی تفنگ داشتند فرود آمدند. ولی تا می خواستند از سفینه پیاده شوند آدمهای زمینی شروع کردند به شلیک کردن. آدم فضایی ها ترسیدند و دوباره سوار سفینه شان شدند.

 

آنها تصمیم گرفتند به سیاره خودشان برگردند چون حال مردم زمین خوب نبود.

 

فضایی ها سفینه شان را روشن کردند و راه افتادند . آنها به مردم زمین نگاه می کردند و برایشان دست تکان می دادند و می رفتند اما هیچیک از مردم زمین به آسمان نگاه نمی کرد.دل آدم فضایی ها گرفت. تا اینکه یکدفعه دیدند از داخل یک خانه ی قشنگ چند تا آدم که البته کوچک بودند، برای آنها دست تکان می دهند و هورا می کشند.

 

آدم فضایی ها انقدر ذوق کردن که تصمیم گرفتند یک بار دیگر روی زمین فرود بیایند. آنها با دقت به سمت همان خانه ی قشنگ رفتند. آنجا یک مهد کودک بود. سفینه فضایی روی دیوار مهد کودک نشست. آدم فضایی ها اول یواشکی به بچه ها نگاه کردند . بچه ها نه ترسو بودند، نه عصبانی! خیلی هم خوشحال بودند و می خندیدند. مثل اینکه هر کسی می توانست با بچه ها دوست بشود.

 

آدم فضایی ها از سفینه  بیرون آمدند . یک ساعت با بچه ها بازی کردند. انقدر بچه ها مهربان بودند که آدم فضایی ها اصلا دلشان نمی خواست دیگر به سیاره خودشان برگردند. اما یکدفعه در باز شد و مربی مهد وارد شد و شروع کرد به جیغ زدن. آدم فضایی ها خیلی سریع سوار سفینه شان شدند و جیم شدند. آنها یک عالمه عکس بچه های زمینی را برای دوستان فضایی شان به عنوان سوغاتی بردند

 

انشا با موضوع اتوبوس شلوغ
تعداد بازديد : 7

انشا با موضوع اتوبوس شلوغ

انشا با موضوع اتوبوس شلوغ

داخل یک اتوبوس شلوغ را تصور کنید  و تصور ذهنی خود را بنویسید

امروز عصر برای برگشت به سمت خانه  از مدرسه  سوار اتوبوس شدم وقتی سوار اتوبوس شدم  متوجه شدم که بسیار شلوغ است پیرزن ها و پیر مردهایی که روی صندلی نشسته اندو با عشق و محبت به جوانانی که وسط اتوبوس به علت نبودن صندلی خالی ایستاده اند نگاه میک نند و با حسرت و به یاد روز های جوانی خود به آن روزها نگاه می کنند

و در گذشته خود غرق شده اند.جوان های که یا با همدیگر با تلفن همراه خود صحبت می کنند و زن جوانی که کودک کوچک خود را در آغوش گرفته و تلاش می کند که کودک خود را  که در حال گریه است  آرام کند. به دست فروشی که وسط اتوبوس ایستاده است و به همه مسافر ها اجناس خود را معرفی می کند تا که شاید کسی چیزی بخرد.

در همان هنگام اتوبوس  در ایستگاه مد نظر من ایستاد و من متوجه گذشت زمان از شروع تا مقد نشدم و به خانه رسیدم

انشا با موضوع هدف زندگی
تعداد بازديد : 10

انشا با موضوع هدف زندگی

انشا با موضوع هدف زندگی

در زندگی هر آدمی باید از ابتدای راه خود هدفی برای زندگی خویش تعیین کند . تا بر اساس آن سر نوشت خود را رقم بزند و به هدف خود برسد

 من از دورانی که حس کردم توانایی تصمیم گیری را دارم  و می توانم تشخیص دهم که در چه چیزی استعداد دارم و در چه موضوعی علاقه منم هدف زندگی را مشخص کردم  که در ابتدا تصمیم گرفتم یکی از اهداف زندگیم  این باشد که انسانی تاثیر گذار در جامعه خود باشم و به دیگران کمک کنم و رضایت خداوند و خشنودی خدا را در پیش بگیرم و صدمه و آسیبی  به اطرافیان و دیگران نرسانم و اما در کنار  همه این اهدافیکی از بزرگترین افداف زندگی من رشته تحصیلی  من در دوران دانشگاه بود که تصمیم گرفتم  که در آینده در دانشگاه با تلاش و زحمت در رشته پزشکی ادامه تحصیل  دهم.

تا با دکتر شدن به دیگران کمک کنم و علاوه بر آن نقش مفیدی  نیز در جامعه خود ایفا کنم . من رشته ی پزشکی را خیلی دوست دارم و امید وارم که به بزرگترین هدف زندگی خود برسم

انشا با موضوع عاقبت فرار از مدرسه
تعداد بازديد : 14

انشا با موضوع عاقبت فرار از مدرسه

انشا با موضوع عاقبت فرار از مدرسه

 مدرسه در زندگی ما خیلی تاثیر گذار بوده  زیرا به دلیل اینکه ما در مدرسه سواد خواندن و نوشتن  یاد می گیریم و انسان بی سواد مانند انسان کم بینا که نمی تواند جهان اطراف خود را به خوبی ببیند و درکند  است .

خیلی از دانش آموزان علاقه ای به مدرسه ندارند و ترک تحصیل می کنند به دلیل اینکه فضای مدرسه برای آن فضایی سنگین و خشک است و بودن در آن محیط برایشان کسل کننده است و گاهی به دلیل سخت گیری های بیش از اندازه  مسئولین نیز امکان دل زدگی  برای  دانش اموزان وجود دارد.

 دایی من اصلا به مدرسه و درس علاقه ای نداشت و معلمان نیز به دلیل نخواندن درس های دایی فردوس را تحت فشار می گذاشتن  به طوری که از محیط مدرسه متنفر شده بود و در نهایت  از مدرسه فرار  می کرد و  ترک تحصیل کرد  دورهی اول متوسطه  را در بیرون از خانه مشغول به کار هایی سبک  شد .برای گذراندن زندگی و مخارج آن.

کمی  که بزرگتر شد به دلیل این که بی سواد  بود و مدرک تحصیلی خوبی نداشت  هیچ جایی  به آن کار ندادند و در نهایت مجبور شد برای در آوردن پول و مخارج زندگی خود برای دیگران کارگری کند و  با حقوقی بسیار کم و بدون بیمه  و پشتیوانه ایی و زندگی خود را با سختی می گذراند و همیشه حسرت  درس نخواندن خود را می خورد و همیشه به من می گوید  که کار اشتباه آن را تکرار نکنم زیرا عاقبت فرار از مدرسه عاقبت همچون دایی من را دارد

انشا با موضوع جای خالی دندان پایه نهم
تعداد بازديد : 6

انشا با موضوع  جای خالی دندان پایه نهم

انشا در باره دندان ( جای خالی دندان)

 در زندگی هر چیزی در جا  و مکان خاص خود قرار دارد  و همه چیز با نظم و ترتیب خاص چیده شده . و بر اساس این نظم همه کار ها  ثبت  است  و در زمان خاص خود باید انجام شود در صورت نا هماهنگی جای خالی آن حس می شود و موجب اختلال در کار ها می شود . دندان ها نیز در دهان دارای نظم خاص و وظیفه ی معینی هستند که در صورت  عدم وجود یا ناتوانی  به مشکل بر می خورد

 همانطور که گفته شد دندان ها هر کدام در جای مخصوص خود قرار دارند که با خالی شدن یکی از دندان ها  چه  از نظر انجام وظیفه و چه از نظر زیبایی  به طور کامل به چشم می آید  و جای خالی آن حس می شود .با خالی شدن دندان تا مدتی قسمت خالی شده قابل لمس است  و با خوردن زبان به آن قسمت احساس نا خوشایندی  به آدم دست پیدا می کند و یا غذا در جای خالی گیر می کند و به لثه آسییب می رساند و باعث ازار و ما می شود.

بنا بر این  نتیجه می گیریم حتی با خالی شدن یک دندان خیلی از کار ها اختلال پیدا می کند وای به ان روزی که در کار های بسیاری  مهم تر اختلال پیدا کند

انشا در مورد قطره ی بارانی هستید که از ابری چکیده اید
تعداد بازديد : 6

انشا در مورد قطره ی بارانی هستید که از ابری چکیده اید

انشا در مورد قطره ی بارانی هستید که از ابری چکیده اید

کتاب مهارت های نوشتاری پایه هشتم در مورد قطره ی بارانی هستید که از ابری چکیده اید

کتاب مهارت های  پایه هشتم درس هفتم  با موضوع قطره بارانی هستید که از ابری چکیده اید

در یکی از روز های خوب  بهاری همراه دوستانم روی ابرها در حال بازی بودیم ناگهان صدای بلند رعد و برق  به گوش رسید و ابر ها در حال مچاله شدن بودن و من همراه دوستانم از بالای ابرها به پاین سقوط کردیم .  من خیلیدر آن لحظه حس خوب و در کنار حس ترس داشتم وقتی که به زمین رسیدم درون یک رودخانه پر فشار افتادم که همه قطره های اطراف من  هم همراه با من  وارد رودخانه شدن

من در آن لحظه  خیلی ترسیدم اما در کنار آن لذتی وصف ناپذیر داشتم که همراه موج رودخانه در حال بالا و پایین پریدن بودم و مانند سرسره ایی عمل می کرد که ما را از مسیر رودخانه به سمت  پایین می کشید .. کمی بعد باران قطع شد و رودخانه به مرور زمان  آرام تر گرفت و ما با آرامش در مسیر جریان پیدا کردیم و در نهایت وارد یک مزرعه شدیم که با استفاده از من  و دوستانم به محصولات خود را ابیاری  می کردند

و مابه درون خاک منتقل پیدا کردیم  در آنجا چیزهای عجیب و باور نکردنی  دیدیم . در زیر زمین نیز سفره های زیر زمینی وجود داشت  که ما دوباره از طریق این سفره های زیر زمینی  به بالای کوه رسیدیم که به آن و چشمه های معدنی می گویند

و دوباره در فضای ازاد رها شدم که بعد از مدت ها که درون زمین بودم حس تازگی و سر زندگی را دوباره حس کردم ودر نهایت در اثر تابش خورشید تبخیر شدم و دوباره به روی ابر ها باز گشتم که این فرایند که برای من تحولی دوباره بود گردشآب می گویند

انشا در مورد شانس پایه نهم
تعداد بازديد : 13

انشا در مورد شانس پایه نهم

انشا در مورد شانس

شانس ؟ایا شانس واقعیت دارد و پدیده ای به اسم شانس وجود دارد؟
پدیده شانس ، ایا منطقیه که بگیم من ادم خوش شانسیم یا بد شانس ، نمیدونم ازهرکی هم سوال میکنم نه ردش میکنه و نه قبولش داره
من خیلی از وقتا به این پدیده اعتقاد پیدا میکنم ، مثلا بعضی وقتا بخصوص وقته.امتحانا یهو میبینی یه معجزه میشه و سوالات امتحانم همونایی هستند که خونده بودم ویا یهو یه تقلب از طرفه یکی از بچه های بامعرفت کلاس به دستم میرسه اونجاست که میگم شانس با من یار بوده
یا اینکه وقتی امتحانم یا کاری که میخام انجام بدم درست وحسابی از پسش برنمیام میگم شانس نیوردم یا شانس نداشتم
ولی خوب که فکر میکنم به این نتیجه میرسم که شانس یه پدیده درونی است و به افکار مثبت و منفی خوده انسان بستگی داره
، واینکه میگم شانس اوردم یا نه اونم مربوط به همین افکاره ماست
بعضی وقتا هم به تلاشی که برای انجام کار میکنیم داره
مثلا وقتی میبینیم کسی تو کارش موفق تره میگیم چه شانسی اورده طرف ولی فکره اینو نمیکنیم که چقد برای رسیدن به این جایگاهی که هست تلاش کرده و زحمت کشیده و زود ربطش به شانس میدیم .
بعضی وقتا هم شانس و قسمت رو کنارهم میزاریم مثلا وقتی کسی تصادف میکنه و اتفاقی برایش میفته میگیم این اتفاق شانسش بوده ، یا اینکه قسمتش بوده این اتفاق واسش بیفته .
اما اینجا به این فک نمی کنیم که اگه اون شخص احتیاط کرده بود شاید این اتفاق برایش نمیفتاد .
ولی خب بعضی وقتا هم یه اتفاقاتی میفته که خارج از اختیار ماست و اصلا انتظارشو نداریم مثلا برنده شدن یه ماشین ۲۰۰میلیونی در یه قرعه کشی بزرگ
خوب تو این قضیه باز میشه گفت اون نظرم که گفتم بستگی به افکار و تلاش انسان داره رد میشه ،اخه هرچقد هم بتونم مثبت فک کنم و بگم من برنده میشم قطعا برنده نمیشم و این خودش میتونه یه شانس باشه

ليست صفحات
تعداد صفحات : 3
ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ