close
تبلیغات در اینترنت
انشا پایه هشتم- انشا یاب

انشا پایه هشتم- انشا یاب

انشا درباره سایه ادم انشا جدید
تعداد بازديد : 12

انشا درباره سایه ادم  انشا جدید

انشا درباره سایه ادم

من یک انشا با موضوع سایه ادم نوشتم که امیدوارم خوشتون بیاد، شما هم انشا خودتونو در قسمت دیدگاه بنویسید تا دوستان استفاده کنند.

یک روز کودکی را دیدم که با سایه اش بازی میکرد ، دنبال سایه اش میدوید ، از سایه اش فرار میکرد ، بالا پایین میپرید ، با سایه اش لحظات مفرحی را به وجود اورده بود و شاد بود. کمی به فکر فرو رفتم و سوالاتی ذهنم را درگیر کرد.

چگونه میشود مثل یک کودک با دیدن سایه ای خوشحال شد و زندگی را با تمام وجود درک کرد؟

چرا ما ادم ها فقط سختی های زندگی را میبینیم؟

هرچند هنوز هم جواب این سوالات را پیدا نکرده ام ولی متوجه شدم که باید در زندگی ، کودک درونمان را فراموش نکنیم تا با دیدن یک سایه در ظاهر ساده خوشحال باشیم. البته واضح است که ما نمیتوانیم با دیدن یک سایه خوشحال شویم و بالا پایین بپریم ولی میتوانیم با اتفاقات ساده روزمره که حکم سایه دارد یعنی مثل سایه خیلی دوام ندارد و در زندگی همه رخ میدهد شاد باشیم و زندگی خوبی داشته باشیم.

البته بعضی از سایه ها هم ترسناک هستند و ادم را می ترسانند مثل سایه فقر و بی پولی.

امیدوارم توی زندگیتون سایه هایی ببینید که شما را شاد کند ، نه اینکه بترساند.

 

انشا با موضوع توصیف یک روز از زندگی از روستا
تعداد بازديد : 13

انشا با موضوع توصیف یک روز از زندگی از روستا

زندگی روستایی آرام و آهسته پیش می‌رود. زندگی روستا هنوز هم خالی از سر و صداست و فرسوده‌شدن از سختی‌ها و هیاهوی زندگی شهرنشینی غایب همیشگی آن. در روستاست که شادی‌ها و غم‌ها تقسیم می‌شوند. آدم‌های روستا به هم نزدیک‌ترند و آنجاست که همسایه از حال همسایه خبر دارد.

 

آدم‌هایی که همیشه در جستجوی زندگی آرام و به دور از ازدحام شهرها هستند، تصویری شاعرانه از روستا در ذهن خود دارند و برای همین است که خیلی وقت‌ها می‌گویند خوشا به حالت ای روستایی. روستایی خبر از بوق‌های پی در پی ماشین‌ها و هیاهوی شهرنشینی ندارد.

 

زندگی شهری اما نقطه مقابل روستاست و گذران زمان در شهر خود قصه‌ای متفاوت از روستا دارد. زندگی شهری مهارت و فوت و فن خاص خود را طلب می‌کند. در شهرها انگار پایانی برای سر و صدا و هیاهو نیست. صدای خیابان‌ها، ماشین‌ها و آدم‌ها آنقدر آزاردهنده است که گاهی به سرت می‌زند همه چیز را رها کنی و به کنجی دنج پناه ببری، البته اگر بتوان در شهرها جایی این چنین یافت. زندگی شهری، زندگی آرام و بی‌دغدغه‌ای نیست.

 

آدم‌ها در شهرها هر روز بی‌تفاوت از کنار یکدیگر می‌گذرند. ارتباط‌ها در شهرها جزیی‌اند و زود گذر. آدم‌ها نسبت به هم بی‌تفاوتند و غرق‌شدن در شلوغی و هیاهوی شهرها مرگ صمیمیت‌ها و عاطفه‌هاست. شهر انگار که دنیای بیگانه‌هاست.

حکایت شخصی خانه به کرایه گرفته بود
تعداد بازديد : 15

حکایت شخصی خانه به کرایه گرفته بود

کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم درس پنجم صفحه ۶۶ حکایت را به نثر ساده بنویسید

بازنویسی حکایت شخصی خانه به کرایه گرفته بود

شخصی خانه به کرایه گرفته بود .چوب های سقف بسیار صدا می داد به خداوند خانه از بهر مومت آن سخن بگشاد پاسخ داد: پوب های سقف ذکر خدا می کنند.گفت نیک است  اما می ترسم این ذکر به سجود بینجامد

یه شخصی خانه ای اجاره گرفته بود که از قضا چوب های سقف این خانه بسیار صدا می کرد  با خداوند خان برای درست کردن ان خانه حرف زد و اینگونه پاسخ داد که پوب های این سقف با این صدا در حال ذکر و یاد خداوند هستند ان مرد گفت : درست می گویی اما من می ترسم که این یاد و ذکر سقف به سجده برسد( یعنی سقف ریزش کند)

باز نویسی حکایت مردی با سپری آهنی به میدان جنگ رفته بود
تعداد بازديد : 10

باز نویسی حکایت مردی با سپری آهنی به میدان جنگ رفته بود

باز نویسی حکایت مردی با سپری آهنی به میدان جنگ رفته بود

مقایسه حکایت  با شکل باز نویسی شده ان:

در اصل حکایت  تنها شکل کلی و مطلب اصلی  داستان گفته می شود  و از جزئیات و گفتن کلمات حاشیه ای  و کلیشه ای خود داری شده است  در حالی که در باز نویسی حکایت  مطلب به صورت جامع تر همراه با جزیات و ذکر تمام نکات که برای بهتر متوجه شدن اتفاق پیش امده و تاثیر بهتر بر روی آن دارد و از نظر تعداد سطر نیز داستان باز نویسی شده بیشتر از تعداد سطر های حکایت است .

باز نویسی حکایت :

فردی با سپری آهنین  به میدان جنگ رفته بود از قلعه سنگی بر سرش زدند و سرش شکست  .. ناراحت شد و گفت عجب رزمندگانی و مردمان بدی هستید که سپر به این بزرگی نمی بینید و سنگ را به سر من می زنید

بازآفرینی ضرب المثل کلاغ و کبک
تعداد بازديد : 23

بازآفرینی ضرب المثل کلاغ و کبک

بازآفرینی ضرب المثل کلاغ و کبک

کتاب مهارت های نوشتاری  پایه هشتم صفحه ۴۶ با موضوع بازنویسی ضرب المثل کلاغ و کبک

 روزی روزگاری در زمان قدیم  کلاغ سیاه رنگی در حال پرواز در آسمان آبی بود  کلاغ همان طور که پرواز می کرد  و از فضای اطراف خود لذت می برد  به کوهی با گل های  زیبا و خوشرنگ رسید و به سمت کوه رفت اما در پشت کوه  یک کبک زیبا و چشم گیر دید که با ناز  و اشوه و خرمان راه می رفت . کلا از دیدن آن  کبک زیبا  با ان طرز راه رفتن  زیبایش  بسیار خوشحال شد و با خود گفت  که من هم دوست داریم شبیه این کبک  زیبا راه بروم  پس در انجا ماند و همه کارایی کبک را زیر نظر گرفت  و هر روز به راه رفتن کبک نگاه می کرد تا از دور یاد بگیرد  و آ ن نیز همنطور راه برود  هر روز  که می گذشت کلاغ با تقلید از کبک  و فراموشی راه  رفتن خود روزها را می گذراند .. اما بعد از مدت ها کلاغ نه راه  رفتن کبک را توانست یاد بگیرد و نه دیگر راه رفتن قبل خودش را به یاد بیاورد  این گونه بود که گفتند کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد  راه رفتن خودش را هم فراموش کرد .

انشا آنچه در مسیر خانه تا مدرسه می بینید
تعداد بازديد : 10

 انشا آنچه در مسیر خانه تا مدرسه می بینید

 انشا آنچه در مسیر خانه تا مدرسه می بینید

کتاب مهارت های نوشتاری  پایه هشتم  صفحه ۴۲ با موضوع خوب و با دقت دیدن- آنچه در مسیر خانه تا مدرسه می بینید

 صبح زود که برای رفتن مدرسه از خواب بیدار شدم  و بعد از گذراندن کار های هر روز (دستشویی ,مسواک, شستشوی صورت و خوردن صبحانه ) مشغول پوشیدن لباس فرم شدم از خانه بیرون رفتم وقتی وارد کوچه شدم دوستان و هم سن و سال های خود را دیدم که به سمت مدرسه می رفتند . نانوایی سر کوچه را دیدم که با جنبو جوش زیاد در حال پختن نان و تحویل آن به  به مشتری  ها بود

 اقای مرتضی صاحب سوپر مارکت  کوچمان را دیدم  که در مغازه  را می خواست باز کند و اجناس خود را به بیرون سوپر مارکت می چید و خود را آمادهی روبه رویی با متری ها می کرد  کمی جلو تر که رفتم پیر مرد سالخورده ای را دیدم که با یک  نان  در دست  خود و یک شانه تخم مرغ به سمت خانه می رفت و یک لبخند زیبا بر لبانش بود . در سمت  من دو مرد که با لباس ورزشی در حال دویدن  و ورزش صبحگاهی بودن را دیدم خیلی سریعتر از همیشه به مدرسه  رسیدم در حالی که آن روز با دقت فراوان اطراف خود را دیدم و آن راه کسل کننده سر صبح خانه تا مدرسه  بسیار برایم جالب و دیدنی بود  بر خلاف بقیه روز ها

انشا با موضوع صدای شدید وزش باد
تعداد بازديد : 10

انشا با موضوع صدای شدید وزش باد

انشا با موضوع صدای شدید وزش باد

در روز های سرد و بارانی که گاهی همراه با طوفان و باد های شدید  است صدای هوی هوی باد وقتی شیشه را تکان  و می لرزاند صدای خوفناکی  راه به وجود می اورد که من از این صدا می ترسم

در شب های کودکی  که با باد شدیدی می وزید و من در اتاق تنها بودم با حرکت پرده های اتاق و ضربه های شیشه پنچره  و ایجاد صدای بلند من تصور می کردم که موجود ترسناکی پشت پنچره اتاقم در حال تقلا کردن برای وارد شدن به اتاقم است و من بعضی اوقات از این تصور کودکی خود تا صبح بیدار می ماندم و نمی توانستم بخوابم  گاهی این وزش باد شدید باعث خراب شدن سقف خانه ها و ریزش پل ها که مانع عبور و مرور مردم می شود و افتادن تیر برق و یا پایه های تلفن و پاره شدن سیم های  ان می شود

که با قطعی برق و تلفن را به همراه دارد وگاهی درختی را می اندازد که این درخت امکان دارد روی سر رهگذری بیوفتد یا وسط خیابان و یا خانه ای را خراب کند در کل باد شدید خسارت مالی زیادی را بر جای می گذارد اما بر خلاف باد شدید باد ملایم و بهاری فواید بسیاری دارد از جمله آوردن ابر های باران خیز و باروری  بر درختان به شگوفه بستن و فضایی زیبا و دلنشین تبدیل می کند

موضوع انشاء حمل یک قالب یخ بدون دستکش
تعداد بازديد : 7

موضوع انشاء حمل یک قالب یخ بدون دستکش

موضوع انشاء حمل یک قالب یخ بدون دستکش

چند روز پیش عروسی دختر خالم بود که وسط پزیرایی از مهمان ها یخ برای نوشیدنی ها تمام شد دایی محمد از من خواست هر چه زودتر به بازار بروم تا یخ تهیه کنم .برای اولین بار مسئولیت مهمی را بر عهده من گذاشته بودند و تمام تلاش خود را کردم تا به بهترین صورت و با کمال دقت آن را انجام دهم تا ابروی دختر خاله ام نرود و دایی محمد نیز از اینکه به من مسئولیتی داده است پشیمان نشود

 و با درست انجام دادن آن خوشحال شود هر چه زودتر به سمت بازار رفتم تا یخ را تهیه کنم  اما به دلیل عجله زیاد دستکش برای حمل قالب یخ  را فراموش کردمو مجبور شدم که بدون دستکش یخ ها را حمل کنم تا هر چه سریعتربه پیش دایی بروم اما به دلیل سرمای زیاد و یخ بودن قالب تمام دستم کبود و بی حس شده بود اما موفق شدم که یخ ها رو زود به مقصد برسانم

و سر بلند از انجام وظیفه ی خود شادمان باشم ..با این که تا چند ساعت دستم  احساس گز گز و بی حسی می کردم و این برایم تجربه ای شد که دیگر هیچوقت قالب یخ را بدون دستکش حمل نکنم.

انشا در مورد طعم خورشت قورمه سبزی
تعداد بازديد : 5

انشا در مورد طعم خورشت قورمه سبزی

انشا با موضوع طعم خورشت قورمه سبزی

بعد از گذراندن ساعت های خسته کننده که در مدرسه گذراندم با گرسنگی شدید به سمت خانه رفتم با فکر به اینکه امکان داره غذای امروزمان چه چیزی باشد در خانه رو باز کردم که بوی مطبوع خورشت قورمه سبزی مواجه شدم که با بوی دلنشین آن احساس کردم که دلضعفه گرفتم و به سمت آشپزخانه رفتم تا هر چه زودتر طعم  این خورشت دلپزیز را زیر دندان هایم حس کنم ..

بعد از شستن دست و صورت و تعویض لباس های مدرسه و پوشیدن لباس های خانه  شروع به خوردن غذا کردیم .. خورشت قورمه سبزی  مادرم بهترین طعم را دارد که من از میان بقیه خورشت قورمه سبزی هایی که خوردم   البته علاوه برا مادرم مادر بزرگمم نیز خیلی خوشمزه می پزد این غذا را میپزد.

زیرا کهمادرم از مادر بزرگم این غذای خوشمزه را یاد گرفته است و من هر چه قدر این غذا را بخورم سیر نمی شوم زیا که عاشق طعم لذیز و دلپزیر و خوشمزه خورشت قورمه سبزی هست و از ان دل زده نمی شوم

انشا در مورد بوی سیر پایه هشتم
تعداد بازديد : 10

انشا در مورد بوی سیر پایه هشتم

انشا درمورد بوی سیر

هفته پیش که به همراه مادرم به بازار رفتیم وقتی به قسمت تره بار رسیدیم بوی بسیار تندی در فضا ی ان منطقه پخش شده بود وقتی از مادرم پرسیدم سیر هایی با برگ های بلند  که گل ها هنوز  به آن چسبیده بود به من نشان داد و گفت اینها همان سیر هایی  هستد که از زمان پیامبر  به کنون توصیه شده و خواص و فواید بسیاری دارند و برای ضد عفونی کردن دهان و دندان و معده و پوست و زیبایی صورت مفید است

و اکثر مردم ایران به خصوص گیلان برای پخت و پز از سیر استفاده می کنند و به دلیل اینکه بوی سیر در غذا موجب خوش عطر شدن و  لذیذ شدن  غذا می شود که بعضی افراد از بوی سیر خوششان می اید و بعضی دیگر از بو  سیر  بدشان می اید و حس بدی بهشان می دهد.

مادرم بعد از گفتن این حرف ها به سمت فروشگاه رفت و  چند حبه سیر خرید و به همراه یکدیگر به خانه برگشتیم  و همراه با غذا خوردیم  از نظر من سیر بوی خوبی  نداشت و باعث سر گیچگی من شد اما به دلیل خواص و فواید زیاد ان سیر را خوردیم  و از طعم گس و تند ان لذت بردیم.

ليست صفحات
تعداد صفحات : 2
ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ