close
تبلیغات در اینترنت
انشا | تحقیق | مقاله - انشا یاب

انشا | تحقیق | مقاله - انشا یاب

انشا با موضوع شب یلدا سال96
تعداد بازديد : 100

انشا با موضوع شب یلدا سال96

انشای ازاد- شب یلدا
مقدمه:بلندترین شب سال که در فصل زمستان است و مردم چنین روزی را جشن می گیرند و همچنین یکی از اعیاد باستانی ایران می باشد.

شب یلدا شبی است که همه ی خانواده به خانه ی مادربزرگ و پدربزرگ یا بزرگتر خانواده می روند و در چنین شبی اهالی خانه هر چه را که در توان دارن تهیه می کنند و در کنار هم تا پاسی از شب می نشینند و خوراکی هایی مانند کدو و لبو و همچنین انار شیرین و قرمز و هندوانه ی شب یلدا که یکی از سنت های قدیمی در این شب است را می خورند.

در چنین شبی دور هم می نشینند و همراه غذا و اجیلی که می خورند بزرگتر خانواده کتاب شعر حافظ را بر می دارد و برای همه فال حافظ می گیرد و با صدایی زیبا و رسا می خواند.

علت و ریشه ی این عید باستانی از انجا شروع شد که به دلیل طولانی بودن شب همگی دور هم جمع می شوند و برای فرار از تاریکی این شب را در کنار اهالی خانه به شب نشینی و خورد و خوراک می پردازند تا در کنار یکدیگر گذر زمان را متوجه نشوند و از شب طولانی خود کمال لذت را ببرند.


نتیجه گیری:ما نیز به عنوان اینده سازان مملکت باید به سنت ها و ائین های گذشتگانمان احترام بگذاریم و ان را به صورت درست ادا و اجابت کنیم.

انشا چگونه فرهنگ احترام به دیگران را درخانه ومدرسه وجامعه رواج دهیم
تعداد بازديد : 9

چگونه می توان دانش آموزان را با فرهنگ احترام به بزرگسالان و علی الخصوص والدین آشنا کرد؟     
یکی از مشکلات تربیتی جوامع حاضر، مشکل قصور یا عدم احترام کودکان نسبت به بزرگسالان است. متاسفانه این مشکل با پیشرفت جوامع و در فضای فرهنگی معاصر شدیدتر نیز شده است. با توجه به تاثیر این موضوع بر تعلیم و تربیت صحیح کودکان، ارائه راهکارهایی برای برون رفت از آن ضروری است. برای رفع این مشکل باید در ابتدا به ریشه یابی این مشکل در خانواده پرداخت، چرا که خانواده اولین محیطی است که کودک بر پایه تقلید و اقتباس، به امر یادگیری و آموختن می پردازد. در مرحله بعدی مدرسه و مربیان مدارس، به عنوان تأثیرگذارترین دستگاه تربیتی، می توانند در برخوردهای خود احترام به دیگران را به کودکان آموزش دهند.

الف) تأثیر خانواده و والدین     
کودک از هنگام تولد با اولین محیط اجتماعی یعنی خانواده رو به رو می شود. او در این زمان، معیار مشخصی از بد و خوب ندارد. او بتدریج با اعضای این جامعه کوچک و رفتارهایی که آنها دارند آشنا می شود. اگر کودک از همان ابتدا احساس کند که در این محیط اجتماعی کوچک، احترام افراد محفوظ است، توهین و تحقیر در کار نیست، بزرگتر به کوچکتر و کوچکتر به بزرگتر احترام می گذارد، کم کم علاوه بر این که اهمیت احترام گذاری را درک می کند، خود به خود انسانی محترم و با شخصیت نیز بار خواهد آمد. اگر والدین می خواهند که فرزندانشان به آنها توهین نکنند، خودشان نیز باید به فرزندانشان توهین نکنند.
متاسفانه بسیاری از پدران و مادران توقع دارند فرزندشان کاملاً احترام آنان را نگه دارد، در حالی که خود هرگز به فکر احترام و شخصیت او نیستند؛ دائم او را در برابر دوست، همکار و همکلاسی اش، سرزنش و تحقیر می کنند. غالب رفتارهای آدمی بر اساس یادگیری است و پایدارترین یادگیری ها، یادگیری مشاهده ای است. از این رو کودکان از زمانی که قادر می شوند با بیان ساده ترین عبارات با مادر و پدر و اطرافیان خود ارتباط برقرار کنند، به تدریج قابلیت فراگیری احترام را نیز می یابند. باید بدانیم آنچه به کودک می دهیم همان را پس می گیریم. بنابراین در دوره کودکی، اساس یادگیری و آموختن کودکان بر پایه تقلید و اقتباس، استوار است. لذا کودکان در این دوران، همان حرکات پدران و مادران خود را تقلید و انجام می دهند و کم کم احترام گذاشتن به بزرگ ترها در آنان درونی می گردد و در دوران بلوغ این عادت پسندیده را رها نخواهند کرد. بنابراین والدین لازم است بیش از آن که اهمیت احترام به بزرگ ترها را متذکر شوند، در عمل بی احترامی کردن را به کودکان نیاموزند و آنها را به بی احترامی کردن وادار نسازند.

ادامه مطلب
نویسنده :
موضوع: انشا ,
تاریخ انتشار : یکشنبه 01 بهمن 1396 ساعت: 12:45

انشا با موضوع چگونه فرهنگ احترام به دیگران را درخانه ومدرسه وجامعه رواج دهیم
تعداد بازديد : 5

چگونه می توان دانش آموزان را با فرهنگ احترام به بزرگسالان و علی الخصوص والدین آشنا کرد؟     
یکی از مشکلات تربیتی جوامع حاضر، مشکل قصور یا عدم احترام کودکان نسبت به بزرگسالان است. متاسفانه این مشکل با پیشرفت جوامع و در فضای فرهنگی معاصر شدیدتر نیز شده است. با توجه به تاثیر این موضوع بر تعلیم و تربیت صحیح کودکان، ارائه راهکارهایی برای برون رفت از آن ضروری است. برای رفع این مشکل باید در ابتدا به ریشه یابی این مشکل در خانواده پرداخت، چرا که خانواده اولین محیطی است که کودک بر پایه تقلید و اقتباس، به امر یادگیری و آموختن می پردازد. در مرحله بعدی مدرسه و مربیان مدارس، به عنوان تأثیرگذارترین دستگاه تربیتی، می توانند در برخوردهای خود احترام به دیگران را به کودکان آموزش دهند.

الف) تأثیر خانواده و والدین     
کودک از هنگام تولد با اولین محیط اجتماعی یعنی خانواده رو به رو می شود. او در این زمان، معیار مشخصی از بد و خوب ندارد. او بتدریج با اعضای این جامعه کوچک و رفتارهایی که آنها دارند آشنا می شود. اگر کودک از همان ابتدا احساس کند که در این محیط اجتماعی کوچک، احترام افراد محفوظ است، توهین و تحقیر در کار نیست، بزرگتر به کوچکتر و کوچکتر به بزرگتر احترام می گذارد، کم کم علاوه بر این که اهمیت احترام گذاری را درک می کند، خود به خود انسانی محترم و با شخصیت نیز بار خواهد آمد. اگر والدین می خواهند که فرزندانشان به آنها توهین نکنند، خودشان نیز باید به فرزندانشان توهین نکنند.
متاسفانه بسیاری از پدران و مادران توقع دارند فرزندشان کاملاً احترام آنان را نگه دارد، در حالی که خود هرگز به فکر احترام و شخصیت او نیستند؛ دائم او را در برابر دوست، همکار و همکلاسی اش، سرزنش و تحقیر می کنند. غالب رفتارهای آدمی بر اساس یادگیری است و پایدارترین یادگیری ها، یادگیری مشاهده ای است. از این رو کودکان از زمانی که قادر می شوند با بیان ساده ترین عبارات با مادر و پدر و اطرافیان خود ارتباط برقرار کنند، به تدریج قابلیت فراگیری احترام را نیز می یابند. باید بدانیم آنچه به کودک می دهیم همان را پس می گیریم. بنابراین در دوره کودکی، اساس یادگیری و آموختن کودکان بر پایه تقلید و اقتباس، استوار است. لذا کودکان در این دوران، همان حرکات پدران و مادران خود را تقلید و انجام می دهند و کم کم احترام گذاشتن به بزرگ ترها در آنان درونی می گردد و در دوران بلوغ این عادت پسندیده را رها نخواهند کرد. بنابراین والدین لازم است بیش از آن که اهمیت احترام به بزرگ ترها را متذکر شوند، در عمل بی احترامی کردن را به کودکان نیاموزند و آنها را به بی احترامی کردن وادار نسازند.

چگونه فرهنگ احترام به دیگران را درخانه ومدرسه وجامعه رواج دهیم
تعداد بازديد : 5

چگونه می توان دانش آموزان را با فرهنگ احترام به بزرگسالان و علی الخصوص والدین آشنا کرد؟     
یکی از مشکلات تربیتی جوامع حاضر، مشکل قصور یا عدم احترام کودکان نسبت به بزرگسالان است. متاسفانه این مشکل با پیشرفت جوامع و در فضای فرهنگی معاصر شدیدتر نیز شده است. با توجه به تاثیر این موضوع بر تعلیم و تربیت صحیح کودکان، ارائه راهکارهایی برای برون رفت از آن ضروری است. برای رفع این مشکل باید در ابتدا به ریشه یابی این مشکل در خانواده پرداخت، چرا که خانواده اولین محیطی است که کودک بر پایه تقلید و اقتباس، به امر یادگیری و آموختن می پردازد. در مرحله بعدی مدرسه و مربیان مدارس، به عنوان تأثیرگذارترین دستگاه تربیتی، می توانند در برخوردهای خود احترام به دیگران را به کودکان آموزش دهند.

الف) تأثیر خانواده و والدین     
کودک از هنگام تولد با اولین محیط اجتماعی یعنی خانواده رو به رو می شود. او در این زمان، معیار مشخصی از بد و خوب ندارد. او بتدریج با اعضای این جامعه کوچک و رفتارهایی که آنها دارند آشنا می شود. اگر کودک از همان ابتدا احساس کند که در این محیط اجتماعی کوچک، احترام افراد محفوظ است، توهین و تحقیر در کار نیست، بزرگتر به کوچکتر و کوچکتر به بزرگتر احترام می گذارد، کم کم علاوه بر این که اهمیت احترام گذاری را درک می کند، خود به خود انسانی محترم و با شخصیت نیز بار خواهد آمد. اگر والدین می خواهند که فرزندانشان به آنها توهین نکنند، خودشان نیز باید به فرزندانشان توهین نکنند.
متاسفانه بسیاری از پدران و مادران توقع دارند فرزندشان کاملاً احترام آنان را نگه دارد، در حالی که خود هرگز به فکر احترام و شخصیت او نیستند؛ دائم او را در برابر دوست، همکار و همکلاسی اش، سرزنش و تحقیر می کنند. غالب رفتارهای آدمی بر اساس یادگیری است و پایدارترین یادگیری ها، یادگیری مشاهده ای است. از این رو کودکان از زمانی که قادر می شوند با بیان ساده ترین عبارات با مادر و پدر و اطرافیان خود ارتباط برقرار کنند، به تدریج قابلیت فراگیری احترام را نیز می یابند. باید بدانیم آنچه به کودک می دهیم همان را پس می گیریم. بنابراین در دوره کودکی، اساس یادگیری و آموختن کودکان بر پایه تقلید و اقتباس، استوار است. لذا کودکان در این دوران، همان حرکات پدران و مادران خود را تقلید و انجام می دهند و کم کم احترام گذاشتن به بزرگ ترها در آنان درونی می گردد و در دوران بلوغ این عادت پسندیده را رها نخواهند کرد. بنابراین والدین لازم است بیش از آن که اهمیت احترام به بزرگ ترها را متذکر شوند، در عمل بی احترامی کردن را به کودکان نیاموزند و آنها را به بی احترامی کردن وادار نسازند.

ادامه مطلب
نویسنده :
موضوع: انشا , پایه هفتم ,
تاریخ انتشار : یکشنبه 01 بهمن 1396 ساعت: 12:43

انشا در مورد چگونه فرهنگ احترام به دیگران را درخانه ومدرسه وجامعه رواج دهیم
تعداد بازديد : 6

چگونه می توان دانش آموزان را با فرهنگ احترام به بزرگسالان و علی الخصوص والدین آشنا کرد؟     
یکی از مشکلات تربیتی جوامع حاضر، مشکل قصور یا عدم احترام کودکان نسبت به بزرگسالان است. متاسفانه این مشکل با پیشرفت جوامع و در فضای فرهنگی معاصر شدیدتر نیز شده است. با توجه به تاثیر این موضوع بر تعلیم و تربیت صحیح کودکان، ارائه راهکارهایی برای برون رفت از آن ضروری است. برای رفع این مشکل باید در ابتدا به ریشه یابی این مشکل در خانواده پرداخت، چرا که خانواده اولین محیطی است که کودک بر پایه تقلید و اقتباس، به امر یادگیری و آموختن می پردازد. در مرحله بعدی مدرسه و مربیان مدارس، به عنوان تأثیرگذارترین دستگاه تربیتی، می توانند در برخوردهای خود احترام به دیگران را به کودکان آموزش دهند.

الف) تأثیر خانواده و والدین     
کودک از هنگام تولد با اولین محیط اجتماعی یعنی خانواده رو به رو می شود. او در این زمان، معیار مشخصی از بد و خوب ندارد. او بتدریج با اعضای این جامعه کوچک و رفتارهایی که آنها دارند آشنا می شود. اگر کودک از همان ابتدا احساس کند که در این محیط اجتماعی کوچک، احترام افراد محفوظ است، توهین و تحقیر در کار نیست، بزرگتر به کوچکتر و کوچکتر به بزرگتر احترام می گذارد، کم کم علاوه بر این که اهمیت احترام گذاری را درک می کند، خود به خود انسانی محترم و با شخصیت نیز بار خواهد آمد. اگر والدین می خواهند که فرزندانشان به آنها توهین نکنند، خودشان نیز باید به فرزندانشان توهین نکنند.
متاسفانه بسیاری از پدران و مادران توقع دارند فرزندشان کاملاً احترام آنان را نگه دارد، در حالی که خود هرگز به فکر احترام و شخصیت او نیستند؛ دائم او را در برابر دوست، همکار و همکلاسی اش، سرزنش و تحقیر می کنند. غالب رفتارهای آدمی بر اساس یادگیری است و پایدارترین یادگیری ها، یادگیری مشاهده ای است. از این رو کودکان از زمانی که قادر می شوند با بیان ساده ترین عبارات با مادر و پدر و اطرافیان خود ارتباط برقرار کنند، به تدریج قابلیت فراگیری احترام را نیز می یابند. باید بدانیم آنچه به کودک می دهیم همان را پس می گیریم. بنابراین در دوره کودکی، اساس یادگیری و آموختن کودکان بر پایه تقلید و اقتباس، استوار است. لذا کودکان در این دوران، همان حرکات پدران و مادران خود را تقلید و انجام می دهند و کم کم احترام گذاشتن به بزرگ ترها در آنان درونی می گردد و در دوران بلوغ این عادت پسندیده را رها نخواهند کرد. بنابراین والدین لازم است بیش از آن که اهمیت احترام به بزرگ ترها را متذکر شوند، در عمل بی احترامی کردن را به کودکان نیاموزند و آنها را به بی احترامی کردن وادار نسازند.

حکایت آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است
تعداد بازديد : 17

حکایت آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است

مقدمه :

در این حکایت ما به مسئله تهمت و افطراع اشاره می کنیم و می گویم که بدون دلیل و مدرک  به کسی تهمت نزنیم و مورد محسابه قرار ندیم و قبل هر کاری از کار خودمون مطمعن  باشیم

باز نویسی:

 در روزگار های قدیم پیر مردی بد غلق ولجوج بود که مردم شهر همه از آن دوری می کردند و با آن معاشرت نداشتند.در یکی از روزها پیر مرد یکی از میش های خود را به بازار برد و به جای آن سکه ی زر گرفته تا برای امرار معاش آن را خرج کند و با آن خوراک و پوشاک برای خود تهیه کنند در مسیر راه به جوانی بر خورد می کند و از روی حواس پرتی طعنه ای به جوان می زند و رد می شود .

این پیر مرد زمانی که به مرد شیر فروش می رسددست به چیب می شود تا  کمی شیر و نان بخرد و به خانه  ببرد  که هر چه می گردد کیسه ی سکه ی خود را پیدا نمی کند بسیار  خشمگین  و ناراحت می شود و به فکر فرو می رود  که کجا کیسه ی سکه ی خود را گم کرده است . ناگهان به فکر جوان می افتد و فریاد زنان به سمت مسیری که جوان رفت می رود تا جوان دزد را پیدا کند.

 و به سزای عمل خود برساند.پیر مرد پا تند می کند و جوان را که آهسته مسیر خود را طی می کرد پیدا می کند و به سمت آن حمله می کند و آن را دزد خطاب می کند در حالی که جوانبیچاره اظهار نا آگاهی می کرد اما به گوش پیر مرد نمی رفت و فریاد زنان مردم را صدا می کرد  تا این جوان دزد را به محاکمه سرا ببرد. جوان که بسیار اندوهگین و ناگیزیر شده بود  گفت باشد مرا به محاکمه سرا ببرید زیرا که آن را که حساب پاک. است از محاکمه .چه باک است.

پیر مرد که جوان را پیش قاضی برد  و بدون مدارک  نتوانست کاری پیش ببرد مسیر رفته را بازگشت  که ناگهان کیسه زر خود را در همان قسمتی که با جوان بر خورد کرده بود پیدا کرد و از این اشتباه خود به سختی پشیمان شد.

نتیجه گیری:

ما از این حکایت نتیجه می گیریم که بدون دلیل و مدرک به کسی تهمت  نزنیم و کسی را بدون مدرک و دلیل قضاوت نکنیم چون  ممکن است اشتباه کرده باشیم و ابروی  یک نفر رو بدون دلیل بریزیم و شخصیت یک نفر رو خورد کنیم

انشاء پایه دهم در باره زمستان
تعداد بازديد : 16

انشاء پایه دهم در باره زمستان
درس اول:پرورش موضوع
موضوع:زمستان
سوالات
۱:ویژگی زمستان چیست؟
۲:زمستان نشانه چیست؟
۳:اگر زمستان گرم بود چه میشد؟
۴:چرا در زمستان درختان برگ و بار آنچنانی ندارند؟
۵:اگر برف ها اسیدی بودند چه میشد؟
مقدمه
زمستان،فصل سرما،فصل پایان سرما،فصلی که میتوناند نویدی برای در راه بودن بهار باشد.
.
فکر کنید که زمستان نبود،دیگر بهار متفاوت نبود و شوقی به همراه نداشت.زمستان نشانه بزرگی خداوند و منشأ سرماست.
اگر زمستان به جای سردی روی گرم داشت،دیگر نامش زمستان نبود،دیگز با امدنش شوقی نبود.
با بارش الماس های سفید ذوغی در دلها نبود.
میتوان به زمستان نگاه دیگری داشت،زمستان خود را بی برگ و باری میسازد تا بارسیدن بهار تازگی خود را از دست ندهد،زمستان میتواند رویایی باشد،هم برای کسانی ک در یک منتظقه مرطوب زندگی میکنن و هم کسانی ک در مناطق گرمسیر دیدن و تجربه کردن زمستان برایشان ارزوست.
رویایی زمستان میتواند متفاوت باشد ،دیدن بلور های برف،سرد شدن دستان و سرخی صورت زمانی که در مجاورت با سرما قرار میگیری,این ها براب یک جوان یا نوجوان یک خواسته رویایی باشدد،شاید برای کسی که این مطلب را میشنود طنز امیز باشد ولی اگر یک جوان که ذهن بازی داردبه اعماق وجود خود بی اندیشد و از خود بپرسد که در زمستان چه کارهایی را دوست دارد انجام دهد شاید یک مورد ،حتی کوچک هم پی ببرد ،هرگز فراموش نکنید که میتوان با چیز های حتی کوچک هم رویا ساخت.
اگر لطف خداوند نبود چگونه زندگی داشتیم،شما فمر کنید که برف ها اسیدی بودند ،دیگرهیچ کس و هیچ چیزی در عمان نبود ،همه ی موجودات به جای شور و شوق برای باریدن برف ،نگرانی و نفرت را در دل خود می پروراندند.
ای خدایی که مهربانی ات شامل همه ی موجودات میشود و خیر و صلاح هرکسی را بهتر از خودش میدانی تورا برای تمامی نعمتت هایت سپاسگذارم

بازنویسی حکایت سگی بر لب جوی،استخوانی یافت
تعداد بازديد : 22

بازنویسی حکایت سگی بر لب جوی،استخوانی یافت

بازنویسی حکایت سگی بر لب جوی،استخوانی یافت

متن حکایت:
سگی بر لب جوی،استخوانی یافت.چندان که در دهان گرفت،عکس آن در آب بدید.پنداشت که دیگری است.ب شره(طمع)دهان باز مرد تا ان را نیز از روی اب بگیرد.آنچه در دهان بود به باد داد.
نگارش حکایت:
.در یکی از روستاهای اطراف شهر ری ،مردمانی بی ریا و باصفا زندگی میکردند
دخترکی در این روستا روزها ب بازیگوشی در کنار رود میپرداخت
رعنا سگی داشت ک بسیار باوفا بود همان گونه که برای رعنا دوستی وفا دار بود بازیگوش هم بود .
روزی که رعنا حوصله ی بازی کردن نداشت ،سگ ب تنهایی کنار جوی رفت .درحال جست و خیز بود که بوی خوشایندی به مشامش برخورد،پی بو رفت و کمی با دست هایش خاک را جا ب جا کرد تا ب تکه استخوانی رسید
پس از کمی بالا و پایین پریدن از روی خوشحالی،استخوان را بر دهان گرفت.
راهی شد تا از روی پل بگذرد و ب پیش رعنا برود . ناگهان بر روی پل تصویر خود را در آب دید و فکر کرد سگی دیگر را دیده که او نیز استخوان بر دهان دارد،خم شد تا استخوان را از دهان ان سگ بگیرد ک از روی طمع استخوان خود را نیز از دست داد و در آب افتاد.
سگ داستان ما از روی نادانی و طمع آنچه را ک خود در اختیار داشت نیز بر باد داد و دست از پا دراز تر به پیش رعنا بازگشت

انشاء در مورد نماز
تعداد بازديد : 30

انشاء در مورد نماز

مقدمه : نماز ، ستون دین ، کلید بهشت و نشانه ی وفاداری ما به عهد خویش با خداست . جامعه ی اسلامی و فرد مسلمان با نماز شناخته می شود ؛ در جامعه و خانواده ای که نماز راه نیافته ، گویا اسلام وارد نشده است .

 

 

مسلمانان در زندگی خود بخشی از وقتشان را به نماز خواندن اختصاص می دهند . نماز را اولین بار حضرت محمد به یارانش آموخت . بر مسلمانان واجب شده است که در شبانه روز پنج نوبت نماز بخوانند تا خدا را از یاد نبرند و در زندگی همیشه موفق باشند .

ما مسلمانان هنگامی که نماز می خوانیم در واقع با خدای خودمان حرف می زنیم که اگر سعی کنیم بیشتر به نماز توجه کنیم و متوجه چیزهای دیگر نباشیم ، آن وقت است که قلب ما بیشتر متوجه حضور خدا در کنارمان می شود .

نماز خواندن اثرات مفید زیادی بر روی انسان ها می گذارد . مثلا در بیشتر کارهایمان موفق می شویم و بدون داشتن هیچ دردسری آن ها را انجام می دهیم و استرس هم برای انجام کارهایمان نداریم یا هنگامی که احساس تنهایی می کنیم می توانیم با نماز خواندن و راز و نیاز کردن با خدا از تنهایی خارج شویم .

 

هنگامی که ما پنج نوبت در روز نماز می خوانیم با این نماز خود نشان می دهیم که همه ی اعمال ما در طول روز برای رضای خدا بوده و ما در هر لحظه به یاد خدا بوده ایم ، همانگونه که خدا همیشه به یاد ما هست .

نماز خواندن ، ثواب دارد و ما را از گناهان دور نگه می دارد . ما با نماز زندگی آرامی را تجربه خواهیم کرد .

برخی افراد می گویند که ما نماز می خوانیم ولی تاثیری را در خود احساس نمی کنیم . باید توجه کرد که نماز خواندن هنگامی اثر گذار است که پیوسته خوانده شود و بیشتر به نماز توجه شود .

مشاهده مسابقه فوتبال از روزنه تور دروازه
تعداد بازديد : 14

مشاهده مسابقه فوتبال از روزنه تور دروازه

انشا در مورد مشاهده مسابقه فوتبال از روزنه تور دروازه

من هم مثل خیلی از مردم در بانک حساب داشتم و در قرعه کشی بانک شرکت کرده بودم ، خیلی از مردم ماشین و جوایز نفیس برنده شده بودند ولی جایزه من تماشای فوتبال جام جهانی بود. اولش خیلی خوشحال نشدم ، با خودم گفتم عجب شانس مزخرفی دارم که یک ماشین به اسمم درنیومد ولی بعد تصمیم گرفتم برم بازی را ببینم .

به واسطه مسئولان بانک توانستم بازی را از پشت دروازه و از روزنه تور دروازه ببینم. هنوز بازی شروع نشده بود ولی من هیجانی باورنکردنی داشتم که از زندیک ترین فاصله بازی ایران را در کشور برزیل میدیدم. وقتی از روزنه تور دروازه بازی را نگاه میکنی باید خیلی به تور نزدیک شوی تا بتونی بازی را به صورت معمولی ببینی و اگر کمی فاصله بگیری همه بازکنان و تماشاچیان جایگاه مقابل را به صورت شطرنجی میبینی .

محو بازی شدم بودم که ناگهان یک توپ اومد و به صورتم برخورد کرد. هم ناراحت شدم هم خوشحال. ناراحت از اینکه توپ به صورتم برخورد کرده بود و خوشحال از اینکه چون من پشت دروازه حریف بودم و ضربه بازیکن ایرانی گل شده بود و به صورت من برخورد کرده بود. خلاصه کلی خوشحال شدم و سر از پا نمیشناختم . چون کشورم در یک رقابت سخت ، به پیروزی رسیده بود. امیدوارم شما هم بتونید یک بازی از پشت دروازه ها ببینید.

ليست صفحات
تعداد صفحات : 9
ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ