close
تبلیغات در اینترنت
انشا و باز آفرینی ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد آدم به آدم میرسد-انشایاب

انشا و باز آفرینی ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد آدم به آدم میرسد-انشایاب

انشا و باز آفرینی ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد آدم به آدم میرسد
تعداد بازديد : 4533

انشا و باز آفرینی ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد آدم به آدم میرسد

انشا درباره کوه به کوه نمیرسه ولی ادم به ادم میرسه

باز آفرینی و انشا درباره ی ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد آدم به آدم میرسد
انشا و باز آفرینی ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد آدم به آدم میرسد. در این مطلب برای شما باز آفرینی ضرب المثل کوه به کوه نمیرسه آدم به آدم میرسه که در صفحه ۴۴ کتاب ...

حکایت ضرب‌المثل «کوه به کوه نمی‌رسد، ولی آدم به آدم می‌رسد» را می‌دانید؟

در باشگاه ضرب‌المثل امروز حکایت کوتاهی را از ضرب‌المثل «کوه به کوه نمی‌رسد، ولی آدم به آدم می‌رسد» می‌خوانید.

انشا ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد آدم به آدم میرسد | بازآفرینی زبان ساده

۳ آذر ۱۳۹۴ ه‍.ش. – در حال تکمیل///حکایت ضرب‌المثل «کوه به کوه نمی‌رسه، ولی آدم … ضرب‌المثل‌ها بخش با ارزشی از زبان را شکل می‌دهند که نشان‌دهنده اعتقادات و ارزش‌های یک ...

ضرب المثل کوه به کوه نمي رسد

داستان ضرب المثل کوه به کوه نمي رسد، اما آدم به آدم مي رسد. ... ارباب مطّلع شدند و همراه کدخدايشان به طرف بالا کوه به راه افتادند
و التماس کردند که آب را برايشان باز کند.
باز نویسی ضرب المثل كوه به كوه نمي رسد،آدم به آدم مي رسد به زبان ساده
مرد ازخانه زد بيرون . كلاهش را گذاشت روي سرش و همينطور كه آواز مي خواند دستهايش را گذاشت جيبش
و به قدم زني مشغول شد . هر روز صبح از خانه بيرون مي ...

انشا یاب

 

***برای مشاهده کامل متن به ادامه مطلب مراجعه فرمایید***

 

 

 

 

صفحه 44 کتاب: مهارت های نوشتاری نهم


نام ضرب المثل: کوه به کوه نمیرسد ولی آدم به آدم میرسد

این ضرب المثل زمانی بکار میرود که بخواهیم بگوییم بالاخره روزی هم کار تو به من می افتد و به من نیاز خواهی داشت


باز آفرینی و انشا:

در روزگاران قدیم؛ دو بازرگان کهنه کار که سرد و گرم روزگار چشیده بودند وهمکاری و دوستی آن ها بین مردم ضرب المثل بود.یکی از آنها اکبر و دیگری حیدر نام داشت.

روزی اکبر همه ی دارایی اش را به کالا تبدیل و بار کشتی کرد تا در سرزمین های دور بفروشد و سود زیادی نصیبش شود.

از قضا طوفان گرفت و کشتی اکبر به همراه دارایی اش از بین رفت و او فقیر و بیچاره شد نزد دوستش حیدر آمد و از او درخواست کرد تا مبلغی به او قرض بدهد تا دوباره بتواند به تجارت بپردازد

اما حیدر در پاسخ به اکبر گفت که اگر تاجر بودی همه ی دارایی خود را جمع نمی کردی که یک باره آن را از دست بدهی و اکبر را از خود دور کرد.

مدتی بدین منوال گذشت اکبر از آنجا که مرد با تجربه ای بود به هر زحمتی که بود مقام و اموال از دست رفته خود را بازیافت

روزی حیدر پشیمان و دلخسته پیش اکبر آمد وگفت:

پس از بیرون کردن تو دزد به انبار من دستبرد زد و الان چیزی ندارم به جز حسرت و پشیمانی واز تو کمک می خواهم

اکبر گفت: شنبه به جمعه نمیرسد همان گونه که کوه به کوه نمی رسد،اما آدم به آدم می رسد

 

)اسماشون شنبه و جمعه بود تبدیل به اکبر و حیدر کردم شما از شنبه و جمعه جای اکبر و حیدر استفاده کنید(


باز آفرینی شماره 2:

آیا تا به حال ضرب المثل کوه به کوه نمی رسد آدم به آدم می رسد را شنیده اید؟

در دامنه دو کوه بلند دو آبادي بود که یکی  بالاکوه و دیگری پایین کوه نام داشت؛

چشمه اي پر از آب و خنک از دل کوه می جوشید و از آبادي بالاکوه می گذشت و به آبادي پایین کوه می رسید. این چشمه زمین هاي هر دو آبادي را سیراب می کرد. روزي ارباب بالا کوه به فکر افتاد که زمین هاي پایین کوه را صاحب شود.پس به اهالی بالاکوه رو کرد و گفت:

چشمه آب در آبادي ماست، چرا باید آب را مجانی به پایین کوه بدهیم؟
یکی دو روز گذشت و ارباب بالاکوه به همه گفت از امروز آب چشمه را بر ده پایین کوه می بندیم
مردم پایین کوه از فکر شوم ارباب مطلع شدند و همراه کدخدایشان به طرف بالا کوه به راه افتادند و التماس کردند که آب را برایشان باز کند. اما ارباب پیشنهاد کرد که یا رعیت او شوند یا تا ابد بی آب خواهند
ارباب به آن ها گفت بالاکوه مثل ارباب است و پایین کوه مثل رعیت این دو کوه هرگز به هم نمی رسند.  من ارباب شما هستم و شما رعیت!

این پیشنهاد براي مردم پایین کوه سخت بود و قبول نکردند. چند روز گذشت تا اینکه کدخداي پایین ده فکري به ذهنش رسید و به مردم گفت: بیل و کلنگ تان را بردارید تا چندین چاه حفر کنیم و قنات درست کنیم. بعد از چند مدت قنات ها آماده شد و مردم پایین کوه دوباره آب را به مزارع و کشتزارهایشان روانه ساختند. زدن قنات ها باعث شد که چشمه بالاکوه خشک شود

این خبر به گوش ارباب بالاکوه رسید و ناراحت شد اما چاره اي جز تسلیم شدن نداشت؛ به همین خاطر به سوي پایین کوه رفت و با التماس به آنها گفت
شما با این کارتان چشمه ما را خشکاندید اگر ممکن است سر یکی از قنات ها را به طرف ده ما برگردانید کدخدا با لبخند گفت:
اولاً آب از پایین به بالا نمی رود، بعد هم یادت هست که گفتی: کوه به کوه نمی رسد. تو درست گفتی: کوه به کوه نمی رسد، اما آدم به آدم می رسد
پس ما انسان ها در زندگی طوري زندگی کنیم که مانند ضرب المثل رو به رو نشویم،وبه همه در همه حال جز نیکی نکینم.

پایان باز آفرینی و انشا درباره ی ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد آدم به آدم میرسد

 

منبع: درسکده

 

 

انشا صفحه 44,انشا صفحه 44 کتاب مهارت های نوشتاری نهم,انشا ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد آدم به آدم میرسد ,انشا نهم,انشا های کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم,باز آفرینی انشا صفحه 44 کتاب مهارت های نوشتاری نهم,بازآفرینی حکایت صفحه 44 کتاب مهارت های نوشتاری نهم,بازآفرینی کوه به کوه نمیرسد آدم به آدم میرسد مهارت های نوشتاری نهم,داستان ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد,داستان کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد,داستان کوه به کوه نمیرسه ولی ادم به ادم میرسه,ضرب المثل کوه به کوه نمیرسه ولی آدم به آدم میرسه ,کوه به کوه نمیرسد آدم به آدم میرسد,کوه به کوه نمیرسد آدم به آدم میرسد یعنی چه,کوه به کوه نمیرسد ولی آدم به آدم میرسه,کوه به کوه نمیرسه آدم به آدم میرسد ,کوه به کوه نمیرسه ولی آدم به آدم میرسه,معنی ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد,معنی ضرب المثل کوه به کوه نمیرسه ولی ادم به ادم میرسه ,معنی کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد,معنی کوه به کوه نمیرسه ولی آدم به آدم میرسه 
نویسنده :
موضوع: انشا , پایه نهم ,
تاریخ انتشار : چهارشنبه 16 فروردين 1396 ساعت: 21:3
برچسب ها : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
بخش نظرات این مطلب
این نظر توسط در تاریخ 1396/10/10 و 23:28 دقیقه ارسال شده است :
همشون تکرارین لطفا انشاهای جدیدی بزرین
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ